میگویند آدمی به امید زنده است. بنابراین، بهترین روش برای زنده ماندن، امید داشتن به چیزی است و بهترین روش برای ایجاد امید در کسی، وعده دادن است. از همین رو، وعدههای دلفریب که عمدتاً پشت سر هم از مسئولین بزرگوار صادر میشود، هدف اصلیاش آن است که ملت چند صباحی بیشتر زنده بمانند و نمودار امید به زندگی، هی بالاتر برود. البته، فقط مسئولین نیستند که وعدههای پر محتوا میدهند. معشوقان قدیم هم این روش مدیریتی را بلد بودند. فی المثل، به عشاق سینه چاک میفرمودند: مژده! مژده! فردا بیا تا یک ماچ مَشت مهمانت کنم! تا جا دارد، ببوس که از سود سهام عدالت هم حلالتر است! عاشق تا فردا دلش خوش بود و در خواب برای عملیات فردا هزار جور سناریو مینوشت. معشوق محترمه هم در دلش میگفت: این بنده خدا با این شوق و ذوقی که دارد، تا فردا زنده نمیماند که قرار باشد ما بوسهای ضرر کنیم. زنده هم بماند، دیوار حاشا بلند است! وعده دادن که پیگیری قضایی ندارد. تا دلت میخواهد وعده بده!
دوش از سر عشوه گفت دلدارم فاش:
فردا، لبم آن توست، میبوس به لاش!
پنهان به رقیب گفت: دم میدهمش!
او تا فــردا کجــا زیَــد؟ فـارغ باش!
(جمال اصفهانی)

