با اجازه ايرج زبردست عزيز
..
پشتم به هواي قامتي اينگونه: 5
دارد بخدا وخامتي اينگونه: L
از مشكل هستهاي من ياد كنيد: M
ديديد اگر علامتي اينگونه: >
لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد
با اجازه ايرج زبردست عزيز
..
پشتم به هواي قامتي اينگونه: 5
دارد بخدا وخامتي اينگونه: L
از مشكل هستهاي من ياد كنيد: M
ديديد اگر علامتي اينگونه: >
چاقو دلش گنجشک میخواهد
آغوش پُرمهری که حس پَر گشودن را برانگیزد
اندوه دلچسبی که بعد از بارشی بی وقت برخیزد
بوی صدای جیک جیکی کز طنین مهربانش آسمان یکجا فرو ریزد.
..
چاقو گمانم باز هم... انگار
چاقو
گمانم
گشنه
میباشد!
اندوه روزآمد!
ایکاش چشمانم
امشب به معنایی بینجامد.
متن مثل: الکریمُ اذا وَعَد وَفیٰ.
معنی مثل: جوانمرد چون وعده دهد، وفا کند.
مصداق مثل: وزراء هنگام اخذ رأی اعتماد. هر نوع دوران نامزدی. امکانات جدید بلاگفا.
کاربرد مثل: این مثل را هنگامی بکار میبرند که بوی نفت به مشام سفره مردم نرسیده باشد و بلکه بوی نان نیز از آن رخت بر بسته باشد.
مثل مشابه: وفای عهد نکو باشد اَر بیاموزی (حافظ).
کوچهباغی 1: بیوفایی مگر چه عیبی داشت/ که پشیمان شدی وفا کردی؟
کوچهباغی 2: گـر می ندهد کریم تفتی/ ما می بخوریم، خدا کریم است!
حکمت بالغه: هزار وعده خوبان یکی وفا نکند. منظور از خوبان همه بزرگان مملکت است. آن خوبانی که کمتر از هزار وعده میدهند، خیلی هم خوب نیستند.
گفتمان عدالتخواهی: این ملت ولی نعمت ماست. من به خودم قول دادهام این مملکت را درست کنم، بهشت. هلو. چه ملت خواسته باشد، چه نخواسته باشد. اصلاً غلط میکند که نمیخواهد!
آداب و رسوم زناشویی: مهریه را کی داده، کی گرفته؟
جلوههای ویژه: حاصل جمع شدن چارلز دیکنز و مارگارت میچل، مساوی است با آرزوهای بزرگ بر باد رفته.
لغتشناسی: کریم، فردی است که هندوانه زیر بغلش میگذاریم به امید آنکه مسئولیت برآورده شدن همه آرزوهای ما را بطور کامل بر عهده بگیرد. چنین فردی معمولاً ترتیب همه آرزوهای ما را یکی یکی میدهد. وعده، عملی است که دادنش واجب است و ادا کردنش حرام. در همین رابطه حافظ میفرماید: گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم/ وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک. وفا، از واژههای مُرده زبان فارسی است که در زمانهای گذشته کاربرد فراوان داشت. امروزه، پایبندی به آن از نشانههای حماقت است و زیرپا گذاشتن آن از لوازم بزرگی. معمولاً آن را با فعل «کردن» استعمال کنند. مرحوم اوستا گفته است: وفا نکردی و کردم... و الی آخر!
پیشکش به جلیل صفربیگی
..
یک بوسه از تو ترجمان خواهم کرد
تقدیم به ماه آسمان خواهم کرد
تو بوسه و
من بوسه و
تو بوسه و
من...
توی بغل تو گفتمان خواهم کرد.
گربه
دستش به شاخهها نرسید
گفت: گنجشکها
نوکر دشمنان این خاکند.
::
گربه
یک عمر گوشت میدزدید
قوم و خویش پلنگ شد، او را
متولّی گوشتها کردند.
::
گربه
از جوجهها خوشش آمد
گفت: نسل جوان امروزی
رهبران بزرگ میخواهد.
::
گربه
زورش نمیرسید به سگ
موش را متّهم به دزدی کرد.
::
گربه
را با کلاغ کار افتاد
شکم او به قار قار افتاد.
::
گربه
گنجشک را نمیفهمید
گفت:
پرواز مطلقاً ممنوع!
::
گربه
شد زاهد و مسلمانا
موش را آب میکشید سه بار.
::
گربه
جنگید
کامیاب نشد
خوب لنگید
امتیاز گرفت.
::
گربه
با موش ائتلاف نمود
خانه را با اهالیاش خوردند.
::
گربه
اهل نماز شد یکچند
روزهاش بود: کله گنجشکی
کار و کسبش: دعای باران بود.
::
گربه
یک متن پُر ملاط نوشت
تا قیامت میو میو میکرد.
::
گربه
سیسال انقلابی بود
گشنه شد
بچه خودش را خورد.
آوردهاند که از مشایخ بغداد کسی بود خواجه سعید نام. آوازه در افتاد که کژ روشی پیشه کرده است و خلق را میفریبد. او را به قاضی بردند. فرمود بزنندش تا به کفر خود اقرار آورد. گفت: یا للعجب! پیش ازین کافران را میکوفتند که به مسلمانی اقرار آوردند و اینک مسلمانان را میزنند که به کفر خود گواهی دهند. چندان که جَزَع و فَزَع کرد، التفاتی نرفت.
در زندان بغداد فرمان آمد که چندانش بزنند که به همه گناهان کرده و نکرده اقرار آوَرَد. و به خط خود نوشت که: نامسلمانم و مرا بکُشید که خونم حلال است. و او را عدهای مرید معتبر بود. گفتند: این گفتار، نه از جنس گفتار شیخ ما باشد، و در مسلمانی چنین شیخی چه جای انکار؟ سخن به قاضی بردند. گفت: مریدان را بگویید آنکه به تضریب و تعذیب از دین باز آید، شیخی را نشاید.
و از آن پس، چون بخواهند مسلمانی کسی را بیازمایند، او را زجر فرمایند. اگر پای بداشت و از گفتار خود دست برنداشت، مسلّمش دارند. اگر وا داد، گویند: دین را به چنین مسلمانی چه حاجت؟ و باشد که در آن حالت بمیرد. و اختلاف افتاده است که چنین شخصی را مسلمان گویند یا نه؟ عدهای را از علماء بر مسلمانی او نظر باشد و عدهای دیگر گویند: ما چه دانیم؟ شاید در کفر خود مرده باشد! و چون ما ندانیم، احوط آن است که مسلمانش نخوانیم. و آزمون مسلمانی را تا کنون راهی به ازین نبوده است.
با اجازه محمد زهري
من نوشتم از راست
تو نوشتي از چپ
وسط سطر بهم مشت زديم.
2/8/88: محمد حسین فرهنگی نمانيده مردم اسكو، آذرشهر و تبريز در مجلس شوراي اسلامي با ارسال نامهاي به رييس سازمان تربيت بدني، نسبت به نحوه قضاوت داوران درديدارهاي تيم فوتبال تراكتورسازي و اشتباهات فاحش آنان اعتراض كرد.
15/9/88: دبیر کمیسیون ورزش مجلس شورای اسلامی از احضار مسعود عنایت رییس کمیته داوران فدراسیون فوتبال به این کمیسیون برای ادای پارهای از توضیحات در خصوص ناداوریهای صورت گرفته در مسابقات لیگ برتر فوتبال خبر داد.
22/11/88: مسعود عنایت اعلام کرد: از این به بعد داوران بازیهای لیگ برتر فوتبال با نظر مجمع نمایندگان استانها انتخاب خواهند شد.
18/1/89: نمایندگان مجلس شورای اسلامی به اتفاق آراء دو فوریت طرح استفاده از داوران سرشناس خارجی را برای قضاوت در دیدارهای حساس لیگ برتر فوتبال به تصویب رساندند.
25/2/89: 290 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ارسال نامهای به رییس جمهور محترم، از تدابیر صورت گرفته برای کسب نتیجه مساوی در داربیهای تهران، اصفهان و خوزستان ابراز رضایت کردند.
2/3/89: بر اساس طرحی که دیروز در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، با اصلاح ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، داشتن مدرک درجه یک داوری به شرایط عمومی داوطلبی نمایندگی مجلس افزوده شد.
20/3/89: هواپیمای چارتر حاوی هیئت عالیرتبه مجلس شورای اسلامی ایران با 295 نفر همراه برای تماشای مسابقات جام جهانی فوتبال 2010 عازم آفریقای جنوبی شد.
19/4/89: رییس مجلس شورای اسلامی خواستار حضور نمایندگان مجلس در بازیهای لیگ برتر فوتبال به منظور نظارت دقیق بر احقاق حقوق حقه ملت ایران شد.
5/5/89: علی لاریجانی در دیدار با سپ بلاتر، عدم عضویت نمایندگان مجلس ایران را در هیئت رییسه فیفا از جمله مصادیق بیعدالتی در عرصه جهانی دانست و گفت: جامعه جهانی انتظار دارد فیفا بدون هرگونه قید و شرطی ایران را به عضویت دائم هیئت رییسه فیفا برگزیند.
25/5/۹۰: سخنگوی شورای نگهبان از برگزاری انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی در استادیومهای فوتبال خبر داد و گفت: مجلس شورای اسلامی تبلور اراده خستگیناپذیر ملت ایران برای پیروزی در میادین جهانی است.
30/۱۱/۹۰: اسامی کاندیداهای ائتلاف فوتبالیستهای اصولگرا در انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تهران بزرگ اعلام شد. علی پروین، احمدرضا عابد زاده، مجتبی محرمی، مهدی مهدوی کیا، ناصر محمدخانی، علیرضا نیکبخت واحدی، شیث رضایی، محمد پنجعلی، حمید درخشان و حمید استیلی از جمله چهرههای سرشناس این ائتلاف میباشد. در عین حال، ناصر حجازی از اعلام اسامی کاندیداهای جنبش فوتبالیستهای توسعه طلب در آینده نردیک خبر داد.
6/۲/۹۱: رییس فراکسیون فوتبالیستهای مجلس شورای اسلامی، اعلام کرد: اعضای این فراکسیون برای انتخاب رییس مجلس از میان چهرههای سرشناس عرصه فوتبال به اجماع لازم دست یافتهاند.
۳۱/۲/۹۱: علی پروین رییس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: مردم خودشان قضاوت خواهند کرد که سیستم مدیریت ما علیاصغری است یا مدیریت رییسهای پیشین مجلس. وی افزود: ما کسی نیستیم که با کارت قرمز مجلس را اداره کنیم. ما اگر لازم باشد شوت میکنیم زیرش!
خدا قوت، بهار من!
نگاهت
روی این پاییز را کم کرد.
1) تام و جری را گفتند: ریش سفیدان زیادند، بیایید وحدت ملی کنیم. تا کی دنبال هم دویدنهای شما اسباب مضحکه یا سرگرمی خلق گردد؟ حسن آقا که از طرفداران مهم این انیمیشن بود، گفت: پس ما چگونه اوقات فراغت خود را غنیسازی کنیم؟ حسین آقا نیز گفت: حکایتهای تام و جری از سوژههای مهم مطبوعاتی است، اگر صلح و سازش برقرار شود، ما چگونه بعداً درین باب قلمفرسایی کنیم؟ وی همچنین افزود: گربه شیر است در گرفتن موش، و احتیاجی به وحدت با این عنصر نفوذی ندارد. شما با این کارها به اعمال شنیع موش رسمیت میدهید. یکی از مثلنگاران قدیمی مهم اظهار نظر کرد: از صلح میان گربه و موش/ بر باد رود دکان بقال!
2) موشی را دیدند که دیوار خانهای را سوراخ میکرد تا بنیاد آن را براندازد. او را گفتند: بیا و توبه کن و دست ازین عمل بردار. گفت: دل فارغ دارید که بنیاد توبه را پیش ازین برکَندهام.
3) موشی در سایه فیل راه میرفت، قند در دلش آب شد و فرمود: عجب هیبتی داریم ما! جماعت موشان او را تحسین کردند و به سروری برگزیدند.
4) تمثیل. محتسب نزد ملک آمد و گفت: جان این نوکر درگاه به قربان شما! مدتی هست که این موش که در خانه ماست، سر دندان ننهادهست به انبان شما. با چه ترفند به دامش بکَشیم؟ سر بازار به خواری تمامش بکُشیم؟ ملک اندیشهکنان گفت که: ای خاک به تنبان شما! موش گر بر سر انبان نرود، به در خانه ایشان ببرید انبان را. طبق این مدرک جرم، اقتضا میکند آیین قضا، دستگیرش بکند زود نگهبان شما.
5) رییس کمیته المپیک اعلام کرد: به پیشنهاد ما، ورزش موشدوانی از سال آینده به رشتههای المپیک اضافه خواهد شد. به گفته صاحبنظران، برای اظهار نظر الکی در مورد این خبر وقت زیاد است.
6) اهل فرنگستان گویند: وقتی خانهای در حال فرو ریختن است، تمام موشها آن را ترک میکنند. در غرضورزی غربیان هیچ شکی نیست. ما خانه ویران شدهای سراغ داریم که موشها هم آن را ترک نمیکنند.
7) موشی که فقط یک سوراخ دارد، گرفتار بیتدبیری خود میشود. موشی که دو تا سوراخ دارد، اسیر خاطر جمعی خود. موشی که سه سوراخ دارد، دچار سوء مدیریت.
8) پارسیان گویند: عاقد بیکار، موشهای خانه را نیز عقد میبندد.
9) به پزشکی گفتند: موش کورت بخورد! گفت: فردا عملش خواهم کرد!
10) به اعتقاد مثلنگار بدبین، موشموشک چه آهسته برود، و چه نرود، گربه شاخش خواهد زد!
تبر فرود آمد:
علیه بودن تو ثبت نام خواهم کرد
درخت را فرمود:
حضور سبز تو تشویش میدهد ما را
کلاغ، بال بهم زد:
تو از همان شب اول جهنمی بودی
و حکم صادر کرد:
صدای روشنت آلوده کرده دنیا را.
لاکپشت معصوم
از ده خویش به شهر آمده بود
آرزو داشت که خرگوش شود.
لاک خود را بخشید
و کادیلاک خرید
سپرش گشت فدای پسرش.
خاک کاهو بسرش!
..
ای که دنبال نماد افتادی!
شعر بیمزه من
مزد بیخوابی شبهای تو باد!
نقل است که از عبدالله بن مبارک پرسیدند: کدام خصلت در آدمی نافعتر است؟
گفت: عقلی وافر.
گفتند: اگر نبود؟
گفت: حُسن ادب.
گفتند: اگر نبود؟
گفت: برادری مشفق که با او مشورت کنی.
گفتند: اگر نبود؟
گفت: خاموشی دایم.
گفتند: اگر نبود؟
گفت: مرگ در حال!
::
اگر بخواهیم به نصیحت عبدالله بن مبارک عمل کنیم،
نصف جمعیت ایران باید لالمونی بگیرد
فاتحه نصفه دیگر را نیز باید بخوانیم.
دارد قیافهام
پاییز ميشود
باران ردیف کن!
حسین آقا در حالی که داشت روزنامه کیهان را در سبد خانوار یکی از مشتریانش کارسازی میکرد، به من خطاب کرد و گفت: این خواجه حافظ شیرازی هم تو زرد از کار درآمد که؟ گفتم: اخیراً جناب بهاءالدین خرمشاهی به کشف جدیدی نائل آمدهاند؟ گفت: نخیر جانم! ما با خودمان گفتیم شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است و مثل محمد نوریزاد گول قیافه ظاهرالصلاح ایشان را خوردیم و در چاه تفأل افتادیم و دیوانش را باز کردیم و دیدیم آنچه نبایست دید. از مقوله اعترافات جنایتکاران اصلاح طلب بود شعرش. گفتم: کدام شعرش شما را این همه منقلب کرده حسین آقا؟ گفت: امان ازین بیتش که فرموده:
راستی خانم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.
..
اولندش. این خانم فیروزه بواسحاقی باید معلوم شود چه نسبتی با حافظ داشته است؟
دوماندش. باید معلوم شود که پیوند آنها از نوع دائم بوده یا موقت. که البته ما از اعترافات خود خواجه حافظ متوجه شدهایم که از نوع موقت فجیع، و طبق اصطلاحات شعری خود ایشان، «مستعجل» بوده است.
سومندش. تا آنجا که ما اطلاع داریم این دولت مستعجل همان دولت موقت است که جمیعاً خائن به ملت و عضو گروهک غیرقانونی نهضت آزادی بودهاند.
چهارمندش. قبلاً به ما گفته بودند که اسم معشوقه حافظ «جهان» بوده و الآن معلوم میشود که ایشان به شکل کاملاً غیرقانونی یک مثلث عشقی ایجاد کرده و با خانم فیروزه بواسحاقی هم بطور موقت اما مؤثر در ارتباط نامشروع بوده است.
پنجمندش. شک ندارم که این خانم، مأمور سرویسهای اطلاعاتی بیگانه بوده تا در ادبیات عرفانی ما اغتشاش ایجاد کند.
..
مجال ندادم که سراغ ششمندش برود و گفتم: حسین آقا! این شعر در جمیع نسخهها جور دیگری است و صحبت از خانم در آن نیست. بلکه اصل کلمه «خاتم» است. چشمانش برق عجیبی زد و گفت:
اولندش. اینها مخصوصاً در نسخهها دست بردهاند که سند جنایتهای خواجه حافظ بر ملا نشود. وگرنه ما همان سی سال پیش متوجه خیانتهای او میشدیم و نمیگذاشتیم کار به اینجاها بکشد و برایش روز بزرگداشت تعیین کنند در تقویم مقدس اسلامی.
دومندش. این کلمه «خاتم» خودش از کلمات ممنوعه است و نشان میدهد که گوینده در محافل اصلاحطلبی رفت و آمد داشته است و نوکر بی جیره و مواجب این خاتمی وطنفروش بوده است.
..
گفتم: حسین آقا! حالا با توجه به این اعترافات شنیع، به نظر شما مجازات این آدم چیست؟
گفت: ایشان باید دست از مخفی کردن خانم فیروزه بواسحاقی بردارد و با زبان خوش او را تحویل مراجع ذیصلاح بدهند تا پروندهاش را بررسی مجدد کنند. ما خودمان هم در این کارها دستی داریم و بلدیم چطور از این موجودات بازجویی کنیم.
..
برای اینکه بحث عوض شود و خلاص شوم، گفتم: حسین آقا! مشکل این برنجهای هندی حل شد؟ گفت: قند پارسی رها کن و برنج بنگاله ببر که هیچ مشکلی ندارد. برادران حواسشان به همه چیز هست.
کشور عزیز ما ایران نه تنها مهد فوتبال، که مهد همه چیزهایی است که برای آنها مهدی وجود دارد. بنابراین، برای کشور مهدآفرینی مثل ما افت دارد که تابع مقررات دیگر ملل عقبمانده باشیم. فوتبال را قرار بود ما بوجود بیاوریم، اما دیگران حق ما را خوردند و آن را زودتر بوجود آوردند. اما این دلیل نمیشود که ما مجبور باشیم به قوانین فیفا که یک مشت کشور غربی بیتمدن آن را نوشتهاند تن در دهیم. بنابراین، ما پیشنهاد جدیدی برای شکوفایی این ورزش داریم که همینجا آن را همراه با چند فقره مشت محکم تقدیم دیگر ملل جهان میکنیم:
1) سمت و سوی همه قوانین باید به طرفی باشد که همیشه تیم ما برنده بازی شود.
2) همه تیمها باید اجازه دهند که ما به آنها گل بزنیم. ما هم به آنها اجازه میدهیم که به خودشان گل بزنند.
3) داوران باید احترام تیم ما را نگه دارند. تماشاگران هم باید احترام دارورانی را که احترام ما را نگه میدارند، نگه دارند.
4) نتیجه همه بازیها از قبل در لوح محفوظی که ما تهیه کردهایم نوشته شده است.
5) پاکترین بازی، بازیی است که ما برنده آن باشیم.
6) ما به برزیل و ایتالیا و اسپانیا اجازه میدهیم در رنکینگ فیفا بعد از ما قرار گیرند.
7) پیاده کردن هر نوع تاکتیک جدید تیمی در مقابل تیم ما باید یک ماه قبل به اطلاع ما رسیده و مجوزهای لازم اخذ گردد.
8) به منظور احترام به تیمهای ستمکشیدهای مثل مالدیو و گوام و هندوراس، فیفا اجازه خواهد داشت آنها را حریف تیم ما در بازی فینال قرار دهد.
9) اینکه تیمهایی مثل برزیل و آرژانتین و ایتالیا و انگلیس در اغلب دورههای جام جهانی حضور دارند، مورد اعتراض همه ملل جهانی و منافی عدالت میباشد. ملتهای مظلوم جهان از ما انتظار دارند که تیم ما در همه دورهها حضور داشته و در همه دورههای آن قهرمان بشود.
10) کشور ما حق دارد از پنج سهمیه در جام جهانی برخوردار باشد.
11) تماشای مستقیم دیدارهای لیگ برتر و لیگ دسته یک ایران حق مسلم همه ملتهای جهان است.
12) داور بازیهای مهم لیگهای اروپایی را باید مسعود عنایت تعیین کند.
13) ورود توپ به دروازه ما اکیداً ممنوع است و در صورت وقوع این جرم، دو گل بر علیه تیم زننده گل منظور میشود.
14) تماشاگران ما فهیمترین تماشاگران دنیا هستند و سیستم فروش بلیط مسابقات ما بهترین سیستم فروش بلیط در پنج قاره دنیاست.
15) هواداران همه تیمها باید ما را تشویق کنند.
16) 50 درصد هزینه نقل و انتقالات فوتبال در جهان باید به حساب فدراسیون ما واریز شود.
17) معاون رییس جمهور ما رییس سازمان ورزش همه کشورهای جهان محسوب میشود.
18) مرجع مرضی الطرفین در دعاوی بین المللی ما هستیم.
19) همه شبکههای خبری و رسانههای گروهی دنیا حق دارند شبانهروز با تیم ما مصاحبه کنند و ما را تیتر اول خود قرار دهند.
20) ما به عقاید دیگران احترام میگذاریم و برای آنها هیچ اهمیتی قائل نیستیم.
21) فوتبال یک بازی تیمی است و همه تیم باید مطابق میل یک نفر بازی کنند.
22) حضور شخصیتهای جهانی در بازیهای باشگاهی ما الزامی است.
23) تا پایان مسابقات فوتبال کسی حق ترک کردن ورزشگاه را ندارد.
24) بلیطهای ما را بخرید تا به تیم مورد علاقه شما گل بزنیم.
25) آرش برهانی ـ ندید ـ آقای گل فدراسیون آمار و تاریخ فوتبال معرفی میگردد.
26) کارت مربیگری آلک فرگوسن باید به امضای محمد مایلی کهن و امیر قلعهنویی برسد.
27) همه تیمهای مقابل باید از دروازهبان نابینا استفاده کنند.
28) در راستای بسط عدالت، نتیجه بازی تمام دربیهای جهان مساوی اعلام میگردد.
29) استفاده تیمها از بازیکنانی همچون لیونل مسی و کاکا و رونالدینیو و دیدیه دروگبا و تیری هانری ممنوع و استفاده از رضا عنایتی و علی علیزاده و وحید هاشمیان و مهدی رجبزاده مجاز و بلکه واجب است.
30) خوردن ماست و برنج هندی برای همه تیمهای حریف الزامی است.
نان سنگک خوردن آسان است
گاه گاهی
سنگ هم دارد!
1) یکی از ملوک سگان را نقل آرند که میفرمود: سی سال است که در این حوالی پارس میکنیم و کسی نیست برای ما توضیح بدهد که فلسفه وجودی مهتاب، پارس کردن ماست یا فلسفه پارس کردن ما، وجود مهتاب! و نفهمیدیم اینکه شاعران گفتهاند: مَه نور میفشاند و سگ پارس میکند. در قدح ماست یا در مدح ما!
2) در امثال و حکم آوردهاند: سگ در خانه خودش شیر است. ما سگی را میشناسیم که در خانه دیگران هم میخواهد نقش شیر را بازی کند. اما هیچکس محل سگ به او نمیگذارد.
3) این بیت را که نمونه بارز ادبیات پشت کامیونی است، به سبک جواد یساری با صدا کوچهباغی بخوانید: سگی را خون دل دادم که با من یار میگردد/ ندانستم که سگ خون میخورد، خونخوار میگردد!
4) معلوم نیست که سگها چه هیزم تری به شاعران قدیم ما فروختهاند که همهاش در کار آنها موشدوانی کردهاند؟ گویا در قدیم سگها فقط پاچه شاعران را میگرفتهاند. اینکه سعدی گفته است: سگ به دریای هفتگانه مشوی/ که چو تر شد، پلیدتر گردد. ناشی از مشکلات شخصی شاعران با سگهاست وگرنه کی از سگهای امروزی پاکتر؟
5) چه پا روی دم سگ بگذاری، چه نگذاری، سگ وق وق خودش را میکند.
6) مردم مغرب زمین میگویند: سگی که زیاد پارس میکند، کمتر گاز میگیرد. از من به شما نصیحت که اول از صحت و سقم این مثل مطمئن شوید، بعداً آن را بیازمایید. چون اخلاق سگها ایرانی و خارجی با هم فرق میکند.
7) میگویند سگان نازیآباد نه غریبه میشناسند نه آشنا. باز گلی به جمال سگهای نازیآباد. بعضی سگها فقط پاچه آشناها را میگیرند. بقول شاعر: هستند سگان آشناگیر همه!
8) سگ اگر دم تکان میدهد، برای استخوان است. ولی تا از دنبه ناامید نشود، سراغ استخوان نمیآید. با این حال، هر سگی میداند که استخوان را نباید درسته ببلعد که در هضم آن، مقعد او دچار مشکل خواهد شد. از قدیم گفتهاند: سایزشُ بیین، بعداً قورتش بده!
9) از سگ خاموش و آب راکد و دیوار شکسته و کوچه بیعابر و خیابان یکطرفه و ایمیل ناشناس و لباس شخصی و زندان کهریزک و تاکسی بدون مسافر و تفنگ خالی و پاسبان بیپول و قاضی بیوجدان و خبرنگار آماتور و مجری زبانباز و مشاور بیمنصب و استاد بیکلاس و مدرک دانشگاه آکسفورد و وزارتخانه بی وزیر بترسید.