¨ بُز نر که از رمه بیرون رود و ایست نکند، بگیرند و در میان رمه ریشش را بتراشند، دیگر بیرون نرود! (ص 112).
تحشیه. مجرب است مر کسانی را که به بیرون رفتن از رمه خو گردهاند و نتوانند این خو از ایشان باز کنند. لاجرم، او را به کهریزک برده و در میان جمع، ریشش را بتراشند و نیکو شود. و اگر جزو نسوان باشند، گیسوانش را بتراشند، نافع بود.
::
¨ چون شاخ بُز را بسوزانند و سوخته در رکوی کتان بندند و در زیر بالین رنجور نهند که خوابش نیاید، چندان بخسبذ تا بیدارش نگردانند، بیدار نشود (ص 113).
تحشیه. ملت ایران را بیداری رنجور دارد عظیم! چاره آن است شاخ بز را بسوزانند و زیر بالین ایشان نهند. از این رو، واردات شاخ بز منافع بسیار دارد و تجارت با چین رونق گیرد و گویند از سوخته شاخ بز اگر بالش سازند، در راهپیمایی روز قدس و 13 آبان جز مؤمنین کسی پای بر شارع عام ننهد و کسی خارج از قاعده فریاد سر ندهد و روس و پکن آسوده باشند و لبنان و فلسطین، از نگرانی بیرون آیند.
::
¨ گویند بچه زرافه سر از رحم مادر بیرون آورد و علف میخورد تا سیر گردد، آن گاه به جایگاه باز شود! و چون بچه از مادر جدا شود، در وقت بگریزد که مادرش را زبان تیز و برنده باشد، چون بر بچه مالد، گوشت و پوست از بچه بشود (ص 69).
تحشیه. اگر بچه آدمیزاد را این خاصیت بودی، گردن او کلفت نشدی! و از عجایب خلقت آنکه، مادری باشد که وی را مام میهن خوانند. بچههای خود را بسیار دوست دارد و ایشان را در زندان بدارد تا از پیش او نروند و سخن خطا نگویند و اخلاق ایشان منحرف نگردد. مام میهن را نیز زبانی است تیز و برنده. هم ازین رو، بچگان ازو بگریزند که مبادا قصد ملاطفت نماید و آنها را بلیسد.
¨ کرگدن جز یکی نزاید و اندکی زنده ماند و روزگار آبستنی او بسیار است. و گویند بچه او در شکم مادر دندان و سُرو و سُم بر آرد (ص 67).
تحشیه. بچهای که در شکم مادر دندان و شاخ در بیاورد، لاید چیزی دیده باشد و خوردنی آنجا فراوان بوده باشد! بعضی گویند بچه کرگدن، نیمی از عمرش در شکم مادرش میگذرد و آنجا بنیاد تخیل او نیک قوی میگردد. و نمایشنامه مینویسد و شعر میگوید. و چون از رحم بر آید، به بحران هویت دچار آید و نداند که اوژن یونسکو باشد یا گاو مش حسن.

