ظاهراً اين قصه سر دراز دارد. در اخبار آمده است: فردي كه ممكن است شهرام جزايري باشد، احتمالاً دستگير شده و پس از انتقال به ايران شايد به اشدّ مجازات برسد.
دعا دعا ميكنيم كه اين خبر كذب محض باشد و دوستان بتوانند كماكان در باب فضايل فراري شدن اين جرثومه فساد و تباهي و عامل ضايع شدن اقتدار ملي رباعي بگويند.
اول بنا داشتيم كه رباعيات جديد را دنبال سر همان شهرام نامه 2 اضافه كنيم، اما گفتيم كه ممكن است كسي حال و حوصله رجوع به سوابق امر را نداشته باشد و شعرهاي جديد ناديده و ناخوانده بماند. اين شد كه امروز به رغم دو مطلب جديدي كه داشتيم، شهرام نامه 3 را نيز وارد صحنه كرديم.
مرغ از قفس و پرنده از دام گریخت
دزدانه و بی صدا و آرام گریخت
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
از گور در آ ببین که شهرام گریخت !
یک روز پرنده از قفس در رفته
یک روز الاغ آمده و خر رفته
شهرام جزایری و اکبر گنجی
شهرام فرار کرده، اکبر رفته
هر روز هزار جور اخبار جدید
از هر دو قماش خیر یا شر رفته
از این همه قصه به من و تو چه رسید؟
... شعر نگو ! حوصلهام سر رفته !
توضيح: رباعي با نون اضافه.
شهرام که کج دستی او ذاتی بود
تا دید که اوضاع قر و قاطی بود
چون ماهی خاویار از تور گریخت
تقصیر برادران شیلاتی بود !
آن شخص که چیزکی ز شهرام گرفت
چون رفت دبی، خیالش آرام گرفت
شهرام که وام میگرفتی همه عمر
دیدی که هرآنچه خواست انجام گرفت!
یکباره پلیس 110 سر برسد
هیهات که او دوباره از در برسد
در خواب مگر کسی ببیند یک شب
شهرام جزایری به آخر برسد!
...
این كوه دلار چيست پنهان شده است؟
در زير عباي كيست پنهان شده است؟
فرياد بر آورد يكي : اي نادان!
شهرام جزايري ست پنهان شده است
افسوس که پول را نگهداری نیست
بیماری سبز را پرستاری نیست
هر جا در و دیوار چنین سست شود
در رفتن دزد کار دشواری نیست
...
گویند که اهل خانه را هم بُرده
افسوس ِ تمام خاندان را خورده
اول همه رفتهاند و ایشان آخر
بنگر که به خود چه کرده مادر مرده
...
شایع شده اینکه دستگیرش کردند
در کشور همسایه اسیرش کردند
گر قصه چنین است، چرا پس خودشان
اول که گرسنه بود سیرش کردند؟

