تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ...

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

بعد از اينكه ابن محمود خبر مربوط مسافرت گابريل گارسيا ماركز را به ايران، در لينكهاي روزانه همين وبلاگ معظم منتشر ساخت، ملت مرتب از ما ميپرسند كه خبر جديد چي داري؟ بنابراين، فرض عين دانستيم كه مصاحبه آن لايني با گابو كه اسم خودماني نويسنده محترم مذكور است، ترتيب دهيم و كيفيت كار را از خود ايشان كه اطلاعاتش احتمالاً كاملتر از خبرگزاريهاي وطني است، پرس و جو نماييم.

گابو كه بخاطر اين مصاحبه حسابي غافلگير و حتي دستپاچه شده بود، با اشتياق هرچه تمامتر به سؤالات ما جواب داد و هي ميپرسيد: ايران جزو كداميك از ايالتهاي افغانستان است؟

 

ما. سلام گابو. بالاخره دل را زدي به دريا و قصد آمدن به كشور گل و بلبل ما كردي!

گابو. من از زمان سقوط طالبان ميخواستم كه به ايران هم بيايم و ببينم در اين گوشه از افغانستان چه تحولاتي صورت گرفته است. خدا را شكر برنامه رديف شد و ما اگر خداوند منان عمر درست و حسابي بما بدهد، اوايل سال آينده تو ناف تهرانيم و داريم با هم قهوه ميخوريم و حال ميكنيم و جامي هم به سلامتي هم ميزنيم.

 

ما. گابو جان! به نظرم بايد چند تا نكته را همين حالا برايت روشن كنم. اولاً ما خودمان بوديم كه افغانستان را تأسيس كرديم. ما جزو ايالات افغانستان نيستيم. ايران خودش كشوري است خيلي بهترتر از كلمبيا. در ثاني، اينجا ازين خبرها نيست كه بخواهي آخر عمري بزني و بخوري و برقصي و بنوشي و خدا نكرده كارهاي ديگر بكني و هيچ كس به شما گير ندهد. چه بسا ذكر اين فسق و فجور هم منجر به اجراي حدود اسلامي در مورد شما شود و سر سالم بگور نبريد.

گابو. پس معلوم است اين سفير ما در افغانستان به ما اطلاعات غلط داده است؟

 

ما. حالا اين مسايل به مرور زمان حل ميشود. اصل حالت چه طور است؟

گابو. اصل حالم اصلاً تعريفي ندارد و به اصطلاح كلمبياييها، پايم بدجوري لب گور است.

 

ما. انشاءالله بلا بدور است و ما همين كه جنازهات را هم ببينيم و باهاش عكس بگيريم خودش كلي سوابق مثبته و افتخارات عديده است براي ما و اصلاً شايد خدا قسمت كرد و افتخار مردنت هم نصيب كشور عزيز ما شد.

گابو. حالا خيلي روي اين مسئله حساب باز نكنيد بهتر است.

 

ما. ميخواستم نظر شما را در مورد جشنواره بين المللي شعر فجر كه اين روزها بحثش در محافل ادبي ما داغ است، بپرسم.

گابو. من هم يك چيزهايي به گوشم خورده است. اصولاً ما جماعت شاعر و نويسنده در اين سر دنيار اموراتمان از همين قبيل برنامهها ميگذرد و تعجب ميكنم كه چرا شاعران شما اين قدر ناز ميآورند و ميگويند جشنواره دولتي اخ است. پيشنهاد ميكنم آقاي دكتر عليرضا قزوه تعدادي از شاعران نديد بديد ايران را ببرند اروپا و بچرخانند. شايد حساب كار جشنوارهها دستشان آمد.

 

ما. راستي، اين قضيه رئاليسم جادويي كه هي ميگويند چيست؟

گابو. والله اينها را منتقدين از خودشان در آوردهاند تا دكان سه نبششان بچرخد. ما هر چي توي مملكت خودمان ميبينيم مثل كف دست تحويل شما خوانندگان عزيز ميدهيم و فكر ميكنيم زندگي ما ازين واقعيتر نيست كه ما ميگوييم. حالا اين جادويي بودنش چه صيغهاي است خدا ميداند و خود آن منتقدان عليه السلام.

 

ما. اين را ما قبلاً هم از قول شما شنيده بوديم. ولي سؤال ما اين است:اگر يك نفر يك مرتبه برود توي آسمان، اين كجايش رئاليستي است؟ اسمش آن قهرمان خوشگل داستان شما چي بود؟

گابو. ببين رفيق. اولاً كه اسمش ملينيوس خوشگله بود و خيلي هم لازم نيست روي مسئله عورات و نواميس ملت كلمبيا زوم كنيد. ما كلمبياييها از شما  در اين مسائل غيرتيتريم. دوماً مگر اين خانم انوشه ... راستي اسمش چي بود؟

 

ما. اولاً اسمش انوشه انصاري بود. دوماً منظور؟

گابو. ببين. اگر انوشه توانست برود به فضا، مگر ملنيوس ما كه خوشگلتر هم هست، پايش چلاق است كه نتواند برود؟ ضمناً خودتان مگر روزي صد بار سر بچههايتان را شيره نميماليد كه پدرتان رفته توي آسمونها پيش خدا و اين جور چيزها؟ قضيه به همين سادگي است كه گفتم. حالا يك عده بي سواد ميآيند و از خودشان تعابير در ميآورند به من چه ربط دارد؟ باور كنيد هيچ جادو و جمبلي در كار نيست. حالا از اين حرفها بگذريم. ملت شما اسم مرا تا حالا مگر شنيدهاند؟

 

ما. دمت گرم گابو. ما هر كدام از كتابهايت را ده دوازده بار با دو سه تا ترجمه چاپ كردهايم.

گابو. نه بابا؟

 

ما. شوخيمان كجا بوده؟

گابو. بي معرفتهاي دزد! شما عادت نداريد چيزي برميداريد، از صاحبش اجازه بگيريد؟

 

ما. گابو! اوقات خودت را سر اين مسايل پيش پا افتاده تلخ نكن.

گابو. نه خير! اين مسئله ناموسي نيست كه ما بهراحتي از كنارش بگذريم و دم بر نياوريم. قضيه حق و حقوق مؤلف است. و خدا را شكر مؤلف هم هنوز نمرده است.

 

ما. ولي ما شنيده بوديم مؤلف مرده است.

گابو. اون قضيهاش فرق ميكند. مرگ مؤلف آنجا مربوط به متنيت متن است و اتفاقاتي كه در ذهن آفريننده اثر و مخاطبان او ميگذرد. اينجا ما داريم در عالم واقع بحث ميكنيم و اصلاً هم مؤلف نمرده است و خيلي هم سر حال است و از يك قران پولش هم نميگذرد.

 

ما. قضيه كپي رايت متولياش من مصاحبهگر نيستم. اين مسئله را شما با وكيل خودت مطرح كن.

گابو. پس چي؟ فكر كردي من حالا كه پايم لب گور است، ميگذارم كتابهايم را خيرات كنند؟

 

ما. برو داريمت!

گابو. من فكر كردم شما بعد از سقوط طالبان آدم شدهايد و حق و حقوق سرتان ميشود.

 

ما. هي گابو! تو حرف حاليت نيست؟ ما ايراني هستيم و حق و حقوق هم حاليمان هست. ولي پول مفت به مؤلفي كه دارد ميميرد نميدهيم.

گابو. .... (صداي بوق آزاد...)

 

ما. از اينكه در اين مصاحبه شركت كرديد ممنونم و اميدوارم شما را هرچه زودتر قبل از مرگتان در تهران زيارت كنيم.

 

 

......

دو نكته.

اول: به دليل مسافرت نويسنده، اين وبلاگ روز پنج شنبه و جمعه تعطيل است.

دوم: فراخوان جشنواره طنز تهران را كه هيچ ربطي بما ندارد، مي‫توانيد در وبلاگ آقاي اشتياقي ببينيد و به بهانه آن، مطالب ايشان را نيز بخوانيد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 7:39  توسط ابن محمود  | 

شور و شيدايي در دنيايي كه از آن خشونت و زخم مي‌بارد، كيميايي است نايافتني كه جز در وجود مرداني ناب و ناياب امكان تجلي ندارد. از زمره اين مردان، استاد ابن محمود است كه اين هفته ما را در دفتر كار باشكوه خود در ....پذيرا شدند و در پاسخ پرسشهاي ما جلوه‌اي از عشق و راستي را به نمايش گذاشتند. استاد ابن محمود كسي است كه اين دنياي مجازي را به حقيقت وجود خود، بعد و عمق و معنا بخشيده‌اند.

....

رستگاري؟

به قول مولانا حافظ در كم آزاري است. اما هر كار كرديم نتوانستيم اين فضيلت جاويد را در خودمان نهادينه كنيم و حكايت اين وبلاگ هم خودش يك نوع ديگر آزاري است.

 

زيباترين فصل؟

زمستان. چون سفيديهايش زلال است و برعكس آنچه مي‌پندارند ربطي به قضيه زغال و روسياهي ندارد. زمستان اسمش بد در رفته است. ما كه از بهار خيري نديديم.

 

رفتار هميشگي‌تان؟

پاچه گيري و عشق به جاودانگي.

 

از كمياب‌ترينهاست؟

دوست واقعي. يعني كسي كه اينجا بيايد و از ما تعريف كند.

 ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 7:27  توسط ابن محمود  |