تبليغاتX
... وقايع ابن محمود ... - حافظه تاريخي و يعقوب يادعلي

... وقايع ابن محمود ...

لطفاً از آوردن اطفال خودداري كنيد

 

لحظاتي پيش متن سخنراني مهم ابن محمود در ارتباط با وقايع اخير زنداني شدن يعقوب ياد علي نويسنده مجرم سابقهدار كه دو ماه است در ياسوج به دست تواناي قانون در بازداشت موقت بسر ميبرد، به دستمان رسيد كه تقديم حضور ملت فهيم ايران ميشود:

 

بعضي نويسندگان جوان كه شنيدهاند ملت ما حافظه تاريخي ندارد، فكر ميكنند مسئولين ما نيز به همين مرض مبتلا هستند. فلذا در كتابهاي خود چيزهايي مينويسند و چاپ ميكنند كه شيطان هم با همه زرنگيش از عهده تجزيه و تحليل آنها بر نميآيد. و گمان دارند كه اگر چند سال اين وسط باد بخورد، مشمول مرور زمان خواهد شد. و بدتر از آن، گمان دارند كه اگر مسئولين محتواي كتابي را متوجه نشوند، از كنار آن بسادگي ميگذرند.

حاشا كه چنين باشد! شايد مسئولين ما در حوزههاي اقتصادي و صنعتي طرحهاي نيمه تمام زيادي داشته باشند و خيلي چيزها يادشان برود، اما در حوزه فكر و فرهنگ با كسي شوخي ندارند. نمونهاش همين يعقوب ياد علي است. اين مؤمن خام فكر كرده چون كتابهايش يكي در سال 1376 (حالتها در حياط) چاپ شده و يكي در سال 1383 (آداب بيقراري)، كسي يادش نميماند چه خطاها و خيانتهايي در حق ملت ايران مرتكب شده است. بعضي از اين خام خيالان كوتاه انديش ميپندارند حالا كه دولت كريمه ملوانان جاسوس انگليسي را مورد عفو و رأفت اسلامي قرار داده، چند تا نويسنده جغله ميتوانند با توهين و افترا و نشر اكاذيب از طريق انتشار داستان و رمان ملت سلحشور را از راه مستقيم به طريقهاي ناصواب ديگر منحرف كنند و انتظار عفو و بخشش داشته باشند. نه مؤمن! از اين خبرها نيست. ما حتي تصميم داريم بر عليه نظامي گنجوي هم اعلام جرم كنيم. چون به اندازه پنج دفتر شعر نشر اكاذيب فرموده و بدان كذبيات محض مباهات هم كرده و گفته است: چون احسن اوست اكذب او.

شايد عدهاي غافل بخواهند بگويند كه خودتان به اين كتابها مجوز دادهايد. ببنديد آن دهان ياوه گويي را كه با استكبار جهاني همصدا شده است! اتفاقاً ما به اين قبيل كتابها مجوز چاپ ميدهيم كه بعداً خودش سندي شود معتبر در كشف دستها و فكرهاي آلودهاي كه از آن طرف آبها دلار ميگيرند كه اين قبيل ترّهات موهن را توليد فرهنگي نمايند. بيچاره اين جوانان هم خودشان آلت دست پيران معركه هستند و ندانسته آب به آسياب تهاجم فرهنگي ميريزند. و صد البته، ندانستن، دليل موجهي براي تبرئه ايشان نتواند بود و بلكه غفلت، خود از اعاظم گناهان عالم است.

ملت ما خوشبختانه ديگر فريب دموكراسي منحط غرب را نميخورد و به فوايد همين شيوه حكومتداري مسئولين ما پي برده است. حالا خانواده آن مادر مُرده گمان ميكردند كه اگر دو ماه قضيه را لاپوشاني كنند و به رسانهها نكشانند، ما دلمان به رحم ميآيد و آزادش ميكنيم! زهي تصور باطل، زهي خيال محال! اتفاقاً ما اوقاتمان از اين بابت تلخ است كه چرا همان روز اول نرفتند به ديدهبان حقوق بشر و لاهيجي مهدور الدم و انجمن جهاني قلم و سازمان ملل شكايت كنند. ما اين جوانان را ميگيريم كه عبرتي براي بزرگان طايفه باشد و حواسشان را جمع كنند و حساب كار دستشان بيايد. حالا هم كه مسئله را رسانهاي كردهايد، تازه اولين گام در راستاي منويّات ماست. اصلاً شما خودتان باعث شديد كه بازداشت موقت يعقوب يادعلي دو ماه طول بكشد. اگر از همان روز اول رفته بوديد سراغ عمادالدين باقي و روزنامه اعتماد و سايتهاي خبري منحوس و منحط، شايد وثيقهاي ميگرفتيم و آزادش ميكرديم. خودتان تعلل و خامي كرديد و به حساب خودتان خواستيد با ريش سفيدي مسئله را حل كنيد. كدام ريش سفيدي؟ اصلاً تمام تصميمات را همين ريش سفيدها ميگيرند و ما ريش سياهها اجرايش ميكنيم. بقول آن بزرگ، خداوند دشمنان ما را از نادانان قرار داده است. حالا چرا ما نتوانستهايم در طول اين بيست و چند سال بر اين نادانان چيره شويم، لابد در آن حكمتي موجود است و به شكر اندرش مزيد نعمت!

خوتان را بگذاريد جاي ما. حالتها در حياط  و احتمال پرسه و شوخي و آداب بيقراري هم شد اسم. همين اسامي كافي است كه ما نويسندهاش را به تحريك جوانان معصوم عذب معذّب، متهم و به اشد مجازات محكوم كنيم. در حياط چه حالتهاي غير شرعي كثيفي رخ داده است كه نويسنده اين قدر بر آن تأكيد دارد و بدان آب و تاب ميدهد؟ مطايبات موهن و ولگرديهاي فتنه انگيز، حتي احتمالش هم جرم سنگيني است. و اما، امان از بيقراري! بيقراري خودش يك عمل قبيح مجرمانه است، خاصه آنكه با آداب و ترتيبي نيز همراه باشد. هر آدم منصفي كه مورد تأييد ما باشد، اذعان خواهد داشت كه ظاهر اين كتابها جرم است، چه برسد به باطنشان كه بقول قفطي، مارهايي هستند كه شريعت را ميگزند. بزنيد اين بچهها را كه همسايهها درد عبرتشان بگيرد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:15  توسط ابن محمود  |