نصف مال من، نصف مال تو
چاپ مجموعه شعر بصورت اشتراكي توسط زوجهاي شاعر (اعم از شرعي و عرفي)، اقدام پسنديدهاي است كه در سالهاي اخير رايج شده است، مثل قضيه همين آرش فرزام صفت و مهدي نقبايي خودمان و ديگر قضايا! اولين كتابگزاري ما در اين ايام پر خير و بركت نمايشگاه، به بررسي جوانب اين امر اختصاص دارد.
..
§ سرمايه. همان گونه كه همگان مستحضرند، جماعت شاعر جزو اقشار كم درآمد و بي جيره و مواجب جامعه هستند كه عموماً چاپ كتابهايشان را نيز خودشان ـ قربتا الي الله ـ و بقول اخوان ثالث به سرمايه اوقاف جيب عهده دار ميشوند. فلذا، در اين فقره طبيعي است كه وقتي دو نفر دار و ندارشان را (از منقول و غير منقول) روي هم بگذارند، هزينههاي چاپ براي آنها نصف خواهد شد و ازين رهگذر، به اقتصاد شعر كمك شاياني خواهد شد.
..
§ مخاطب. چاپ اشعار دو شاعر در يك كتاب، به نفع مخاطب هم هست، هر جور فكرش را بكني. اگر شعرها به لعنت ابليس نيرزند مخاطب سود كرده كه پول زبان بسته خودش را براي خريد دو كتاب ارزشمند به هدر نميدهد. اگر شعرهاي خوبي باشند كه عموماً در اين روزگار اين اتفاق كمتر ميافتد، بقول سينماييهاي امروزي دو فيلم با يك بليط و بقول قلندران قديم، كيفش دو بالا ميشود.
..
§ محيط زيست. چاپ اشعار دو نفر در يك كتاب، موجب حفظ محيط زيست هم ميشود و از نابودي بيرويه و بلكه بيدليل جنگلها هم جلوگيري ميكند. و شايسته است سازمان حفاظت محيط زيست به ناشراني كه دو كتاب در يك كتاب ميكنند، جايزه سبز بدهد. البته ما براي حفظ محيط زيست راهكارهاي زيادي بلديم كه اگر خانم دكتر مربوطه بخواهد، به رايگان در اختيار ايشان ميگذاريم.
..
§ نقد. درست است كه نقد اسمش نقد است، اما في الواقع يك جور بيگاري نسيه است كه نه سودي براي مؤلف (همان شاعر سابق) دارد و نه سودي براي مخاطب. گفتمان نقد، عموماً باعث لطمه به همه چيز و همه كس ميشود و من در عجبم از جماعت نقد نويس كه درين عمل شنيع كه نه دنيا دارد و نه آخرت، چه ديدهاند كه ول كن معامله نيستند. علي اي حال، چاپ كتاب اشتراكي، هزينههاي نقد را نيز كاهش ميدهد و باعث ميشود فضاي كافي در مطبوعات به نفع مطالب مفيد ديگر از جمله طنز فراهم شود.
..
§ نوشابه. در گذشته اگر شاعران براي خودشان نوشابه باز ميكردند، مثل همين فردوسي و سعدي و حافظ خودمان، كسي نه فقط به آنها گير نميداد، بلكه سخنشناسان آن را پاي مفاخره ميگذاشتند و دو تا نوشابه هم آنها براي شاعران مذكور باز ميكردند كه گلويشان و بلكه همه جايشان خنك شود. اما در روزگار ما شاعر محجوب و سر بزيري مثل سيد مهدي موسوي اگر دو كلام بحق از خودش تعريف كند و بگويد كه من پدر و مادر غزل پست مدرنم، همه ميخواهند خشتكش را در بياورند. به همين جهت، چاپ كتاب اشتراكي براي هر دو طرف اين فايده را دارد كه بدون دغدغه و رودربايستي، از شعرهاي همديگر تعريف ميكنند و صنعت نشر شعر را دچار رونق بيشتري ميكنند.
..
§ حق تقدم. كتاب مشترك با همه محاسني كه دارد، بقول كساني كه كتاب غلط ننويسيم استاد نجفي را درست نخواندهاند، از يك عيب مهم و اساسي نيز برخوردار است! و آن اينكه، شعرهاي كدام شاعر مهم بايد اول كتاب بيايد و كداميك آخر. البته پر واضح و تا حدودي مبرهن است كه طرفين نهايتاً به توافق خواهند رسيد و شعرهاي يكي حسن مطلع كتاب خواهد شد و شعرهاي ديگري، حسن ختام آن. حسن اوسط كتاب هم كه بزرگترين حسن خوبي آن است، صفحات سفيد ميان دو مجموعه است!
..
§ درويشي و خرسندي. شاعران، چه عموماً و چه خصوصاً، آدمهاي نداري هستند و درويش مسلكند و به حطام دنيوي نه تنها در بي توجهي كامل بسر ميبرند، كه با قدرت رونالد كومان هلندي، به اسم و آوازه دنيوي هم پشت پا زدهاند (آنها كه رونالد كومان و ضربات پاي معروفش را نميشناسند به خودشان مربوط است). فلذا، بعد از چاپ كتاب، اگر خداي نكرده و بر خلاف جريان روان و آبكي شعر امروز، كتابشان به فروش رفت، ممكن است عدهاي آدم شير ناپاك خورده كه در بين هر طايفه مقاديري از آنها ولو اندك پيدا ميشود، وسط معركه بيفتند و بگويند: فلاني! به ما ربط ندارد، ولي گوشي دستت باشد كه علت اصلي فروش كتاب، شعرهاي ناز و ناب تو بود و بهماني توانست بواسطه شعرهاي تو، خزعبلات خودش را به خلق الله آب كند. اگر هم فروش نرفت، كه معمولاً نميرود، همان افراد دلسوز سابق الذكر ميگويند: فلاني! حيف از شعرهاي كاردرست و پست مدرن تو كه پاسوز خزعبلات واپسگراي بهماني شد!
§ نوآوري و شكوفايي. در همين رابطه، زوج هنري خانم اميني و قزلباش دست به ابتكار جالبي زده و كتاب شعر مشترك اما مستقلي پديد آوردهاند كه فقط به عقل جن و اين دو عزيز بزرگوار ميرسيد. به اين ترتيب كه طبقه بالاي كتاب به اشعار خانم اميني اختصاص دارد و طبقه پايين به آقاي قزلباش. درست مثل يك آپارتمان دو طبقه كه در عين استقلال به هم ربط دارد. هر نصفه كتاب، براي خودش تيتر و طرح جلد و شناسنامه جداگانه دارد و علتش هم شايد اين است كه اگر خداي نكرده (زبان همه شما لال) اين زوج تصميم گرفتند مثل ساير ازواج شاعر از يكديگر جدا شوند، تكليف فرزندان طبعشان روشن باشد و بتوانند با يك دستگاه بُرش معمولي، راه شعرهايشان را از هم سوا كنند و آنها را به سرنوشت تلخ و دردناك بچههاي طلاق نسپارند. البته ما اميدواريم اين كتاب صد سال ديگر هم از وسط نصف نشود! از مزاياي مهمتر اين كتاب اين است كه صنعت عدالت محوري كه امروزه از صنايع مهم كشور است، در آن بطور كامل پياده شده است و جز بالا و پاييني بودن طبقات كتاب كه قدري بوي گرايشهاي فمينيستي ميدهد و علي الظاهر با قانون خلقت زن و مرد هم مطابق نيست، هيچ ايراد مهم ديگري در آن به چشم نميخورد. البته حساب شعرهاي اين بزرگواران كه جداست!
