شاعر ميفرمايد:
من با همه دلم هماهنگ توام
مستم گولم گيجم يا منگ توام
مهلت كه نميدهد دلم تا بروي
پيش مني و عجيب دلتنگ توام
با اجازه استاد م.ر.ت، چند رباعي در جواب رباعي بالا عرض ميكنيم:
شاعر كه دلش هميشه در حال كُماست
غم قبله اوست، شعر او قبله نماست
«گر پيش مني و باز دلتنگ مني»
اين بر اثر حواس پرتي شماست!
..
هر چند كه هر دقيقه مشغول توام
اي خدمت دلپذير! مشمول توام؛
از هول هليم، ديگ را گم كردم
منگم گولم، خلاصه: مَنگول توام!
..
من حلقه دور كمرت خواهم بود
صد مرتبه بيچارهترت خواهم بود
پيش تو اگر باعث دلتـنگيّ تَم
من تا به ابد پشت سرت خواهم بود!
..
عاشق كه اجازه نشستت ندهد
مهلت، بعد از «اجازه هست؟»ت ندهد!
بايد ترسيد ازين هماهنگي او
برخيز برو كه كار دستت ندهد!
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 7:27  توسط ابن محمود
|

