اوت. خارج شدن توپ از چارچوب زمین. پرت و پلا گفتن هر یک از مسئولین. مصاحبه مسئولین با رسانهها. خارج از محدوده. روز اول پایان دوره ریاست جمهوری. آن ور میز ریاست. عدم توفیق در رسیدن به هدف. ناکامی در گل کردن موقعیتها. خاتمی عزیز. خواستن اما نتوانستن. گلهای پرپر. اواخر دوران بازیگری علی دایی و اوایل مربیگری او در تیم ملی.
..
پرتاب اوت. فوتبال ورزشی است با پا، که در آن اوتیها را با دست میاندازند. علی انصاریان. علی علیزاده. یکی از تاکتیکهای رایج گل زدن در ایران. ضربه آزاد با دست. روشی که علی پروین به امیر قلعهنویی آموخت. بازگرداندن توپ به زمین بازی. ترغیب محمد خاتمی و میرحسین موسوی به کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری.
..
توپ جمع کن. کسی که توپهای اوت شده را به بازیکنان لب خط میرساند. متولی کاهش اتلاف وقت و انرژی. مسئول راست و ریس کردن اظهارات مسئولین. روابط عمومی سازمان. عشق فوتبال آیندهدار.
..
دروازه. چهارچوبی است فلزی که سه طرفش را با تور پوشاندهاند و یک طرفش باز است. وظیفه بازیکنان حریف باز کردن آن است. نهایت آمال. گوش مسئولین هنگام شنیدن حرفهای حساب. بعضی از نواحی. ناموس دروازه بان. تونل افتخار بازیکنان و مربیان حریف. باز شده اش گاهی طومار جماعتی را در هم میپیچد.
..
تیر دروازه. مانع اوت شدن توپها. یکی از حوالههای رایج در ادبیات فوتبالی. تعیین کننده بخت و اقبال مهاجمان.
..
خط دروازه. محل مناقشه فلاسفه فوتبال. پل صراط داوران. مهمترین مشکل عالم هستی. تعیین صلاحیت محمد خاتمی. خاتمی یا میرحسین. گل یا پوچ.
..
هوادار. کسی که به یکی از تیمهای فوتبال بصورت بیمارگونه عشق میورزد. نوکر بی جیره و مواجب. رونق دهنده بازار عکسها و پوسترها. عامل درآمد زایی ورزشگاهها. در ایران با صفت فهیم و با شعور و باشخصیت از آنها یاد میشود. اما بعد از هر بازی، هزینه خسارتهای فهم و شعور و شخصیت آنها به بیت المال سر به دهها میلیون تومان میزند. بوق. سنگ. ترقه. سر دهنده شعارهای فرهنگی خطاب به مربیان و بازیکنان حریف. تشویقکننده داوران مسابقه چنانکه افتد و دانی. رک. تماشاگر.

