محمد قوچانی طی مقالتی روشنگر، شش مزيت عدم روشنفكري شيخ مهدی کروبی را بر شمرده است:
اول. كروبي خود را عالم دهر نميداند. ادعاي گفتمان ندارد. حرفهاي قلمبه نميزند. پيرو كار جمعي است. با آدمهاي كوتاهقدتر از خودش كار نميكند. او ژنرال ژنرالهاست نه پاسبان پيادهنظام.
دوم. كروبي نميخواهد مشكلات جهان را حل كند. نميخواهد دين و دموكراسي را آشتي دهد. نميخواهد با تمدنهاي جهان گفتوگو كند. نميخواهد رهبران جهان را به نور اسلام هدايت كند. نميخواهد بهشت روي زمين برپا كند. ميخواهد كسي زندان نرود، روزنامهاي بسته نشود، روشنفكري كشته نشود، خانوادهاي از گرسنگي نميرد ووو...
سوم. كروبي در باطن دشمن نظام و در ظاهر يار نظام نيست. او از همين نظام است. اسلام و انقلاب و امام و رهبري و جمهوري اسلامي و قانون اساسي را قبول دارد. به همين علت نظام هم به رايزنيهاي او احترام ميگذارد و با او وارد يك درك متقابل ميشود. همين درك متقابل ـ و اگر روشنفكران دوست دارند، معامله ـ به كروبي امكان مذاكره ميدهد.
چهارم. كروبي اهل بلوف نيست. حرفي نميزند كه بدان باور ندارد يا در اجراي آن درميماند. شايد كروبي نام لاتين خيلي از چيزها را نداند اما بنا به غريزه بشري و اخلاقي خود رسم آنها را ميشناسد.
پنجم. كروبي براي خود ارزش شخصي قائل نيست. پيامبر متواضع است: درخت نزد او نيايد او نزد درخت ميرود. براي لابي مرزي نميشناسد. اصولش را فراموش نميكند اما با هر كس كه كار دستش باشد لابي ميكند. مهم نيست كه آن فرد تا چه اندازه شايسته ميزي است كه پشت آن نشسته، مهم آن است كه قدرت او چه اندازه است.
ششم. كروبي براي تاريخ كار نميكند براي همين امروز كار ميكند. همين لحظه. جاي او در كتابها نيست در سينههاست در خاطرهها. كروبي همانگونه كه به حافظه خود بيش از همه كتابها اعتماد دارد به امروز بيش از فردا باور دارد.
..
..
با این توصیف، ما به کاندیدایی رأی میدهیم که:
ـ ژنرال است نه پاسبان. امیر قلعهنویی است، نه محمود یاوری.
ـ کشته مرده آدمهای قد بلند است و به آدمهای کوتاه قد محل سگ نمیگذارد.
ـ گفتمان مفتمان حالیش نیست. با تراکتور همه موانع را شخم میزند.
ـ به مشکلات جهان کاری ندارد. و اصلاً کاری ندارد که جهان با او کاری دارد یا نه.
ـ صدور و گسترش و هدایت و این قبیل مسائل را تخم خودش هم حساب نمیکند.
ـ با همه کس معامله میکند و کاری به اندازهاش ندارد.
ـ بنا به غریزه بشری همه کارها را درست انجام میدهد {انشاءالله}.
ـ برای خودش ارزشی قائل نیست. تکلیف موسوی و احمدینژاد معلوم است.
ـ به شایستگی افراد کاری ندارد، مهم قدرت آنهاست.
ـ آنقدر متواضع است که درختها را نیز شرمنده میکند.
ـ در سینههای مردم عارف مزار اوست.
ـ حافظه خوبی دارد و احتمالاً یادداشت محمد قوچانی یادش میماند.

