اول. ايرانگردي در هر ايامي از اهم كارها و اوجب واجبات است. بالاخص در اين ايام گل و بلبل كه 40 ميليون ايراني وطن‌پرست فارغ از آنچه در شوراي امنيت و خليج فارس مي‌گذرد، دارند به معلومات جغرافيايي و تاريخي خود مي‌افزايند. بهترين ايام لذت بردن از شهر تهران همين ايام نوروزي است. مابقي روزهاي سال، اين شهر درندشت به لعنت خدا هم نمي‌ارزد. با توجه به اينكه به همت صنايع عديده در كشورمان، قرار است صنعت گردشگري رونق خود را از دست بدهد، پيشنهاد مي‌كنيم قبل از اين كه ماترك فرهنگي و تاريخي ما را يا سيل ببرد، يا آزادراه تخريب كند، يا زلزله به خاك سياه بنشاند، يا برج جهان‌نما از چشم بيندازد، يا سد سيوند زير آبش را بزند، يا كارخانه ذوب و پالايشگاه سياه و سوله‌اش كند، يا اداره كل مخابرات سوراخ سوراخش نمايد، يا يانكيهاي بي پدر و مادر شخمش بزنند و ... يا هزار كوفت و زهر مار ديگر كه در طالع نحس ما نوشته‌اند، برويد و تتمه ميراث فرهنگي‌ خود را به همراه زن و فرزند و اهل و عيال سياحت كنيد. بقول سعدي: سال دگر كه دارد اميد نوبهاري؟

پدران بيكار ما هزاران سال در اين مرز و بوم خشت روي خشت نهاده‌اند كه چه بشود؟ برويد و بر روح همه‌شان يك صلوات بلند بفرستيد.

...

دوم. ناصر كرمي در راهنماي سفري كه براي خوانندگان بافرهنگ روزنامه همشهري نوشته است، ضمن هدايت عوام كالانعام به ديدن جاذبه‌هاي طبيعي و تاريخي شهرها و مناطق مختلف كشور، ملتمسانه از آنها خواسته است كه هنگام به سفر به مناطق ديدني ايران حتماً نكات زير را رعايت نمايند:

ـ به قواعد اخلاقي و باورهاي فرهنگي جامعه ميزبان احترام بگذاريد. همه مثل شما زندگي و فكر نمي‌كنند. ترجمه: شما تهرانيها فهميده‌ و زرنگيد و اگر مي‌بينيد مردم ديگر مناطق كشور قدري ساده و خنگ هستند، آنها را مسخره نكنيد و به روي خود نياوريد.

ـ به جامعه محلي اعتماد به نفس بدهيد. نگذاريد سر و شكل شما ترغيبشان كند براي مهاجرت به شهر! ترجمه: والله بالله ديگر تهران جا ندارد. خود من (يعني ناصر كرمي!) همينجوري شد كه از كرمانشاه گذارم به تهران افتاد. خواستيد سفر برويد، مانتوي كوتاه تنگ بدن‌نما نپوشيد، لچك سر نكنيد، عينك دودي مكش مرگ ما نزنيد، شلوار زير زانويي نپوشيد، تي شرت سينه باز بر نكنيد. مخلص كلام، دهاتيها را هوايي نكنيد! بگذاريد ما توي تهران نفس بكشيم!

ـ سوغات بخريد. اين كار بسياري را تشويق مي‌كند به شغلي كه در آن محيط دوردست دارند ادامه مي‌دهند. ترجمه: محيط دوردست يعني: تهران دل عالم است و ما اهل دليم. فاصله هر شهري از تهران تعيين كننده دوري و نزديكي آن است. تهرانيهاي عزيز! حالا كه به دوردستها تشريف مي‌بريد، لطف كنيد و با خريد سوغات به اقتصاد آن دوردستها منت بگذاريد.

...

سوم. يك رباعي ميهن‌پرستانه به طرز بيانات اخير مسئولان مملكتي:

ايران عزيز! دوستت مي‌دارم

Wake Up… Please دوستت مي‌دارم

گو پاك شو از نقشهء جغرافيا!

از بس كه تميز دوستت مي‌دارم