شعرخواني
چيزي كه هست چيز زيادي نخواستم:
من شعر ميسرايم و تأييدش از شما
..
با واژههاي مفت
ويراژ ميدهم
ممنونم از خودم كه ازين شعرهاي جفت
رونق به اين كسادي تيراژ ميدهم
...
من نفت را به سفره مردم
من نور را به صحنه مردم
من عشق را به سينه مردم
من سركه را به شيشه مردم
من تيشه را به ريشه مردم...
يكروز خواهم آمد جان برادرم!
سهراب كو كه كفش برايش بياورم
...
چيزي كه هست چيز زيادي نخواستم:
نابودي تمام كساني كه دشمنند
ـ فرقي نميكند
مردند يا زنند
بيگانهاند يا همه همخانه منند ـ
...
در شعرهاي من
بسيار نكتههاي جديد است
بسيار طنزهاي شديد است
لطفاً تمام ملت ايران را
در پيشگاه منزلت ما به صف كنيد
هر جور هست كيف نماييد و كف كنيد
...
اعجاز ميكنم
وقتي دهان به حرف زدن باز ميكنم
در شعرهاي خود
احساس عاشقانهاي ابراز ميكنم
لطفاً كف مرتب!
تب تب تتب تتب!
...
چيزي كه هست چيز زيادي نخواستم:
من شعر ميسرايم و تأييدش از شما