جوايز ادبي اعتبارشان از ماست
دوستان عزيز ما تصميم گرفتهاند يك جايزه ادبي مهم راه بيندازند و با اعطاي آن به ابن محمود بين همه جوايز اعتباري كسب نمايند.
همچنين براي اينكه مو لا درز نتايج داوري اين جايزه مهم نرود و خداي نكرده بعضي افراد ناباب معلومالحال جايزه نگيرند و اسم در نكنند، با چند تا از دوستان داور قرار گذاشتيم كه عدالت محوري را در رأس كل امور قرار داده و اسم ما را به عنوان برنده جايزه اعلام كنند.
هدف ما البته از اين كارها، اعتبار بخشيدن به اين جايزه از طريق انتخاب خودمان و مشروعيت دادن به چنين جوايزي است. وگرنه همگان ميدانند كه ما از بيست سال پيش تا كنون هيچ احتياجي به جوايز نداشته و نداريم و بلكه اين جوايز مهم ادبي هستند كه به ما احتياج دارند.
در همين رابطه، هماهنگيهاي كامل با دوستان خودمان در روزنامههاي زنجيري شرق و اعتماد و هم ميهن بعمل آمده است كه متفق القول اخبار اين جايزه را پوشش كامل داده و با ما چند فقره مصاحبه انجام دهند. خدا شاهد است كه همه اين كارها را ميكنيم كه ادبيات سرزمينمان از بحران در بيايد و مردم با شعر مدرن و پسا مدرن آشتي كنند.
متأسفانه جريان ادبيات امروز چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي دچار عوارض عديدهاي است كه انشاءالله با اعطاي اين جايزه مهم كه روي نوبل ادبيات را نيز كم خواهد كرد، همه مشكلات برطرف خواهد شد.
همچنين باز هم قرار است، يعني برنامه ريختهايم كه روز اعطاي جايزه، همه بزرگان ادبيات كشور كه با ما رفيق هستند (در واقع نوكر و چاكر و مخلص و مريد ما هستند) و براي پيشرفت و ترقي ادبيات مملكت دست و دل و دامنشان ميسوزد، بيايند و ما نيز نيم ساعت بعد شرف حضور پيدا كنيم و خودمان را به آن راه بزنيم كه نميدانيم قرار است به ما جايزه بدهند. بعد هم كه اسم ما اعلام شد و دوستان بزرگوار ما در بخش دولتي و خصوصي و غير انتفاعي نيم ساعت ايستاده براي ما كف مرتب زدند، با شكسته نفسي معهود خودمان پشت تريبون قرار بگيريم و از اظهار لطف دوستان اظهار شرمندگي كرده و بگوييم ما ديگر آردها را بيخته و الك را آويختهايم و بهتر است چنين جوايزي به جوانها داده شود كه انگيزه براي پيشرفت داشته باشند.
قطع يقين چنين فرمايشاتي از جانب ما پايه اين تصور را در اذهان ملت قوي خواهد كرد كه ما خودمان از پيشكوستان ادبيات مملكت هستيم و در اوج قلهها قرار داريم و اين جايزه هاي مهم چيزي بر اعتبار ما نمي افزايد.
خدا خودش بهتر ميداند كه تمام اين كارها براي اين است كه براي ادبيات مملكتمان احساس مسئوليت تا حد احساس مالكيت داريم و ميخواهيم كار از دست بزرگترهايي مثل ما در نرود كه بعداً نشود با هزار ترفند جمعش كرد.
البته اين جوايز خودش مقدمه جوايز ديگر هم هست و بعيد نيست مؤسسات ادبي و فرهنگي ساير ملل از ما دعوت كنند كه برايشان در مورد شعر امروز ايران سخنراني كنيم و شعر بخوانيم و آنها را در جريان ادبيات مترقي امروز كشورمان قرار دهيم. اين هم خودش توفيق خدمتي است كه معمولاً اگر نصيب كسي شود، بايد دوگانه بر درگاه يگانه بگزارد.
...
آدمهاي نامطلع حسود لابد خواهند گفت اين حرفها از جنس احلام يقظه است و «من خواب ديدهام كه كسي ميآيد...». ولي من تا ادبيات مملكتمان را متحول نكنم دستبردار نخواهم بود. اين خط، اين نشان.