اخیراً دانشمند فرزانه آقای حسن تاجبخش عضو پیوسته فرهنگستان علوم و استاد ممتاز دانشگاه تهران در مقاله روشنگری که مجله «گزارش میراث» به چاپ رسیده است (ش 23 و 24 : مرداد و شهریور 1387)، بر اساس متون و منابع کهنی همچون تاریخ بلعمی و منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی مبرهن فرموده‌اند که فرهاد کوهکن، آن عاشق شیرینکار نامی، فی الواقع «استاد مهندس ایرانی و پایه‌گذار صنعت شیررسانی» بوده است.

به گزارش استاد مذکور، مهندس فرهاد کوهکن که از افتخارات ایران و از چهره‌های ماندگار روزگاران کهن می‌باشد، توانسته است با طرح ریزی و ایجاد جویی سنگی با شیب تند به طول یک تا دو فرسنگ (طول آن هنوز به قطع به دست نیامده و در فرهنگستان علوم در دست بررسی است) و سرازیر شدن آن در مخزن سنگی درون قصر، صنعت جمع آوری شیر یا فن‌آوری شیررسانی را بنیان نهاده است.

مقاله مذکور چندین نکته مهم و اساسی را به ما یادآور می‌شود:

1)      ایرانیان طبق معمول، پایه‌گذار همه نوع فنآوری در جهان دیروز و امروز هستند.

2)   مهندس فرهاد کوهکن، یک فرد میهن خواه و عاشق پیشرفت مملکت و در خدمت منویات بزرگان مملکت بوده است. ایشان، به منظور ادای دین به کشور خود، از هیچ گونه فداکاری دریغ نفرموده‌اند.

3)   یکی از مزایای مطالعه و بررسی اشعار کهن فارسی، تبیین تاریخ علم این کشور گل و بلبل است. احتمالاً اگر «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرگانی را نیز بدهند استاد حسن تاجبخش مطالعه فرمایند، جلوه‌های دیگری از علم و فن در دنیای باستان آشکار می‌شود.

4)   شاعری که فرموده است: «بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد» یکی از دشمنان بزرگ ملت ایران و یک نصر خودفروخته فرهنگی بوده و قصد تخریب بزرگان نظام و تشویش اذهان عمومی را داشته است.

5)   بر عکس آنچه بعضی از روان شناسان می‌پندارند، عشق یک عامل محرکه بسیار مهم در پیشرفت علوم است و چنانچه مهندسان مملکت را گرفتار قضیه عشق نمایند، رسیدن به افق چشم‌انداز سند 20 ساله و ایران 1404 چندان هم به طول نمی‌انجامد و شاید در دوره دوم ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد محقق گردد.

6)   به احتمال بسیار مهندس فرهاد کوهکن ایرانی، پدر علم ماست بندی و لبنیات پاستوریزه هم بوده است و بر فرهنگستان علوم فرض است که حق این بزرگوار را هرچه زودتر ادا نماید.

7)   «خوانش» یکی از دستاوردهای مهم دنیای مدرن امروز است. فرق خواندن و خوانش در چنین مواقعی معلوم می‌گردد. آنکه متون ادبی را می‌خواند، احتمالاً در حد لذت ابتدایی درک متن می‌ماند. اما آنکه به مرتبه والای خوانش نائل می‌گردد، امکان بر ملا کردن امکانات نهفته هر متنی را پیدا می‌کند.