تزریق، نوعی شعر بی معنی است که سنت دیرینه آن در ادب فارسی،

باعث دلگرمی همه شاعران امروز است.

فلذا، وقوع هر گونه معنی در ابیات زیر، حتی بطور اتفاقی،

شدیداً تکذیب و محکوم می‌شود!

..

..

ای شکل شال گردن من نا امیدوار

از شانه‌های مضطربم دست بر ندار!

من رأی می‌دهم که تو بیچاره‌ام کنی

این چار سال وقت نشد، باز کم نیار

نعلین من به واکس شدیداً نیاز داشت

ای شـهردار سـابقم این آرزو بر آر!

باید که از شکاف بپرهیزد آن جناح

ورنه به گاف‌های جناحی مرا چکار؟

کیهان برادرانه ترا فحش می‌دهد

ای نقطه چین! بشاش به ناموس روزگار

ما از کرشمه‌های تو از هوش رفته‌ایم

کی گفت پا به مجلس خوش‌‌ذوق ما گذار؟

تصویب می‌کنم که به عشق جمال تو

هر کس موافق است، الهی ‌شود دچار!

«ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم»

ورنه نمی‌شدیم شدیداً شراب‌خوار

تو مثل مار خوش‌خط و خالی و نازنین

اطرافیان بی پدرت : بُرج زهر مار

فی الحال، حال مملکت پارس بد که نیست

ما را به حال مملکت دیگران چه کار؟

..

یعقوب را بگوی که علاّف کیستی؟

اینجا، مساعد است زلیخا و بخت، یار!

جور است سور و سات و ردیف است کارها

بد نیست حال یوسف گم گشته، بی خیال!