متراژ كتاب در ايران
واحد اندازهگيري كتاب در سرزمينهاي مختلف فرق ميكند. در حالي كه ما در عصر پسا مدرن بسر ميبريم، بعضي از ملل پيشا مدرن، هنوز معتقدند كه بايد از معيار «جلد» براي شمارش كتاب استفاده كنند. مثلاً ميگويند: يك جلد كتاب بدهيد كه در سبد خانوارمان جا بگيرد!
مللي كه به خيال خودشان كمي پيشرفتهتر شدهاند و نفس اماره آنها را به دنياي ديجيتال مشغول كرده است، مقياس حجم را براي اندازه گيري كتاب بكار ميگيرند. مثلاْ ميگويند: لطفاً دو گيگا بايت كتاب براي من بكشيد! و خجالت هم نميكشند ازين همه عقب ماندگي فرهنگي خود.
اما ملت ايران با توجه به پيشرفتهاي اخير در زمينه نانو و سلولهاي بنيادي و انرژي هستهاي، به معيار جديدي براي اندازهگيري كتاب دست يافته است كه جاي بسيار خرسندي و ازين قبايل احساسات پاك انساني دارد. معيار امروز ما براي اندازهگيري كتاب «متر» است. مثلاً ميرويم كتابفروشي و ميگوييم: 30 سانت كتاب عنايت كنيد! الآن خيلي از ساندويچيهاي معتبر دنيا هم به تأسي از مسئولين فرهنگي ما به جاي ساندويچ عددي، ساندويچ متري تحويل مشتريان خود ميدهند. فيالمثل، صاحب مغازه به شاگردش ميگويد: پسر! نيم متر سوسيس براي خانم بپيچ.
خوشبختانه با تغيير مقياس اندازهگيري كتاب در ايران، خيلي از مشكلاتي كه مسئولين قبلاً با آن دست و پنجه نرم ميكردند و جزو معضلات نظام بهشمار ميرفت، حل شده است. يكي از اين مشكلات لاينحل، تعيين فضاي لازم براي ناشران در نمايشگاه بينالمللي كتاب بود كه هر سال حجم كلفتي از وقت و انرژي با بركت مسئولين را بخود اختصاص ميداد. الآن اين قضيه اين گونه حل شده است كه به هر ناشري با توجه به متراژ كتابي كه منتشر كرده است، غرفه تعلق ميگيرد.
اميدواريم با تغيير واحد اندازهگيري، متراژ مطالعه در ايران نيز بهنحو محسوسي افزايش پيدا كند. البته با عنايت به اين موضوع كه تمامي زيرساختهاي فرهنگي در كشور طي سه چهار سال اخير ترميم شده است، افزايش متراژ كتاب در سال جاري امري قريب الوقوع تلقي ميشود. به اميد روزي كه به هر شهروند ايراني چند متر كتاب برسد.