شمقدري: براي من وزارت ارشاد مهم نيست. بنده در هر سمتي كه رئيس جمهور بخواهد حاضرم خدمت كنم، حتي جاروكشي.

..

ترجمان:

1)      براي من وزارت ارشاد خيلي مهم است. حتي حاضرم بخاطرش جاروكشي كنم.

2)      اگر وزير ارشاد شدم همه شما را جارو مي‌كنم.

3)      تجربه‌اش را دارم. زير پاي صفار هرندي را خودم جارو كردم.

4)      داد جارويي به دستم آن نگار/ گفت ازين ملت برانگيزان غبار/ گفتم به چشم!

5)      هيئت دولت به جاروكش هم نياز دارد.

 

تفسير:

1)   همه نوكر مردمند، همه خاك پاي اين ملت بزرگوارند، همه حاضرند جارو بزنند، برف پارو كنند. آب حوض بكشند. اما چرا كار مردم راه نمي‌افتد؟ خودش معمايي است!

2)      واي به حال زيردست وزيري كه براي بالا دستش جارو كشي مي‌كند.