لاکپشت معصوم

از ده خویش به شهر آمده بود

آرزو داشت که خرگوش شود.

لاک خود را بخشید

و کادیلاک خرید

سپرش گشت فدای پسرش.

خاک کاهو بسرش!

..

ای که دنبال نماد افتادی!

شعر بی‌مزه من

مزد بی‌خوابی شب‌های تو باد!