زیرنویس: رباعی نویسی جمعی
ژاک دریدا ـ رحمة الله علیه ـ گوید «مکمل» (یا پیوست)، امری بیرونی است که خلأیی درونی را پر میکند. گویی گمشدهای است که میآید و در متن آرام میگیرد. چیزی است که به چیزی اضافه میشود تا آن را غنا بخشد، اما همواره چیزی اضافه باقی میماند. مثل ویروس آنفلوانزای خوکی که نه حضور است و نه غیاب! احتمالاً چیزی ازین جملات دستگیرتان نشد. اصولاً یکی از وظایف دریداخوانی، پیچیده کردن قضایای ساده است. یکی از این قضایای ساده، «زیرنویس» است. زیرنویس بهترین مثال برای مفهوم «مکمل» است. چیزی زائد بر متن است که بدون آن، حوصله مخاطب سر میرود. در همین رابطه، ما به کمک جمعی از افاضل دوران، در باب مفهوم زیرنویس، افاضه فیض فرموده و رباعیات بینظیری تقدیم عالم علم و ادب نمودهایم. خوشبختانه باب فیض مسدود نیست و شما نیز میتوانید «مکمل» این امر خیر شوید.
©
ماییم که متن را پلیسی کردیم
تنظیم به سبک انگلیسی کردیم
ماییم که این نمایش مضحک را
با ایدهء خود زیرنویسی کردیم.
..
من: یک در بسته. خوب با من تا کرد
من: قفل و خراب و خسته. در را وا کرد
آمد وسط متن زبان بسته من
با زیرنویس خود مرا افشا کرد.
..
آورد به صحنه، کارگردان خسیس
یک متن و دو بازیگر بسیار نفیس
او: توضیح اضافه، من: تکرارش
من بودم رونوشت و او زیرنویس!
..
این قوم که درس خوانده ابلیسند
در جذب عوام، لایق تندیسند
از بس که سناریوش آبگوشتی بود
با آب پیاز، بایدش بنویسند!
ابن محمود
::
از دست زمانه کلک باز خسیس
یک سینه خسته دارم و دیده خیس
سهم من و تو ز عشرت دیشب بود
یک فیلم کرایهای بی زیرنویس!
دکتر ترکی
::
این فیلم مرا دلخور و دلریش کند
مبهوت زبان اصلی خویش کند
حالی نشدم قصه چشمانت را
ای کاش لبت زیرنویسیش کند!
بلفضول الشعراء
::
......................................
......................................
بی دوبله روی آنتن خلق نرو
تا هیچ زمان زیر نویست نکنند!
جلیل صفربیگی
(به گفته شاعر، خواننده موظف است بیت نخست رباعی را سپیدخوانی کند!)
::
در نقش جدید و تازهای با ابلیس
کردیم ز ترس زندگی، خود را خیس
گفتم که به فارسی مرا دوبله کن
اما تو نکن دوبارهام زیرنویس!
..
در ترم جدید زندگی، با ابلیس
میکرد به ما مدیریت را تدریس
گفتم که بیا و بنده را فیلم بکن
تا من بشوم برای آن زیرنویس.
حمید نیکنفس
::
ایکاش که شیرین و انیسم باشی
چون سینه مرغ توی دیسم باشی
تصویر تو شطرنجی کانال یک است
ای کاش شبی زیرنویسم باشی!
علی حیدری زاده
::
لب باز نکن به هر حدیث مشکوک
شهری است لبالب از پلیس مشکوک
در فهم درست مطلبت کوشش کن
مانند همین زیرنویس مشکوک
..
هر ادم عاقلی جهانی دارد
هر ملت و کشوری زبانی دارد
از زیرنویس فیلممان فهمیدم
هر نکته زمانی و مکانی دارد!
..
بنویس همیشه با تبسم؛ نقطه
صد بار برای بار چندم، نقطه
از زیرنویس ساکت آموختهام
لببسته کمک کن تو به مردم، نقطه.
عباس صادقی زرینی
::
هر روز اگرچه با همین دامن خیس
سیمای تو برنامه سیماست، رییس!
آن شب تلویزیون چه دیدن دارد
وقتی بکند مرگ ترا زیرنویس.
محمد مجتبی احمدی
::
گیر است همیشه کار من در جایی
حل میشود البته به پول چایی
منشی طرف به لحن نازی فرمود:
چه زیرنویس محکم و گویایی!
..
فیلمی است که اهداف بلندش بادی است
و زیرنویس محکمش هم عادی است
کهریزک و باتوم و کمی اشکآور
این نسخه زبان اصلی آزادی است!
م. الفت
::
باید چه کنم که آشنایم بشوی؟
از راه که آمدم، فدایم بشوی؟
ای سر بهوای لُپگُلی! شب چه کنم؟
تا زیرنویس فیلمهایم بشوی؟
محسن اشتیاقی
::
ما مردم واقعاً خسیسی شدهایم
در گفتن حق دچار خیسی شدهایم
از ترس اوین و شیشهء نوشابه
در کشور خود زیرنویسی شدهایم.
فاضل ترکمن