چند هایکوی مگسی
کتاب را میبندد
ـ نویسنده
امضای مگس!
::
دست بهم میمالد
مگس؛
توالت صحرایی.
::
خوانش مگس
خیالبافی مرگ؛
عنکبوت شاعر.
::
بازار عطرفروشان!
دماغشان را میگیرند
مگسها.
::
میروند و میآیند
مورچهها و مگسها؛
افتتاح جشنواره شکر!
::
لیوان وارونه
وز وز مگس
شب زمستانی.
::
همه خوابند
حتی مگسها؛
مسیج عاشقانه!
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 0:13 توسط ابن محمود
|