کتاب را می‌بندد

ـ نویسنده

امضای مگس!

::

 

دست بهم می‌مالد

مگس؛

توالت صحرایی.

::

 

خوانش مگس

خیالبافی مرگ؛

عنکبوت شاعر.

::

 

بازار عطرفروشان!

دماغ‌شان را می‌گیرند

مگس‌ها.

::

 

می‌روند و می‌آیند

مورچه‌ها و مگس‌ها؛

افتتاح جشنواره شکر!

::

 

لیوان وارونه

وز وز مگس

شب زمستانی.

::

 

همه خوابند

حتی مگس‌ها؛

مسیج عاشقانه!