دست‌هايم را در باغچه مي‌كارم...

1)      آبي مي‌شود. مي‌دانم. مي‌دانم. مي‌دانم!

2)      وراث فروغ فرخزاد از من شكايت مي‌كنند.

3)      به علت قطع يارانه، اتفاقي صورت نمي‌گيرد.

4)      به عنوان كشاورز نمونه از من تجليل مي‌شود.

5)      لعنت بر پدر و مادر كسي كه اينجا...

6)      بقيه بدنم بلا استفاده مي‌ماند.

7)      كرم‌ها خوشحال مي‌شوند.

8)      بيمار رواني شناخته مي‌شوم.

9)      مرا به دليل دست داشتن در اين كار دستگير مي‌كنند.

10)   حالا چگونه شعرهايم را تايپ كنم؟ اي يار، اي يگانه‌ترين يار!

11)   دلم براي باغچه مي‌سوزد!