اليوم، خوانش، زن و مرد و پير و جوان را از اهم واجبات است. بعضي‌ها معتقدند كه اصولاً تا خوانش هست، چه معني دارد آدم كار ديگري بكند كه هزار مفسده بر آن مترتّب باشد. از همين رو، ما بساط خوانشي نو را پهن كرديم و از علاقه‌مندان به اين مقوله خواستيم كه خوانش‌هاي محترمشان را طي رباعيي به استحضار ملت هميشه در صحنه برسانند. عده‌اي از بزرگان، علي‌رغم همه بزرگي‌شان و بر خلاف اهميت اين مقوله، دچار سوء خوانش شدند و چيزهاي ديگري نوشتند كه به همه چيز ربط داشت، الاّ خوانش. خوانش‌هاي بقيه را كه طبق موازين خوانش صورت گرفته بود، در اينجا گرد آورده‌ايم و ثوابش را به روح ژاك دريدا و ميشل فوكو و رولان بارت نثار خواهيم كرد. پرونده خوانش مربوط به نيمه اسفند ماه 88 بود كه ما آن را به اين‌ور سال فرستاديم. علت اين مسئله هنوز بر همگان نامشخص است.

..

 

مجموع تمام عقلها دانش تو

تا آن‌سوي مرزهاي چين رانش تو

هر متن نويي كه آفريدي، ..دي

بودارترين كار جهان، خوانش تو!

(ابن محمود)

::

 

ما را تو دچار ضعف دانش نكني

از درگه خود مرا تو رانش نكني

در روز جزا كه نامه‌ام هست سياه

پرونده بنده را تو خوانش نكني

(حميد نيكنفس)

::

 

اين متن چقدر خواندني و ناز است

دلچسب‌تر از كلوچه‌هاي تازه‌ست

هربار كه اين كتاب را مي‌خوانم

انگار براي خوانشي نو باز است

(دكتر تركي)

::

 

در عالم شعر بوده از روز نخست

خوانش كه هنوز جا نيفتاده درست

در انجمن و نت و جرايد، خوانش

بر روي نوشته‌هاي سفت است، نه سست!

(محمد يزداني)

::

 

گفتند نگو، ولي بيانش كردم

گفتند نكن، من امتحانش كردم

گفتند نخوان كه خواندني ممنوع است

پس گشت اضافه «شين» و خوانش كردم!

..

استاد ادب ز راه رانش نكند

يك سوژه بد فراي خوانش نكند!

گر خواست كه چيز تازه‌اي در بكند

با مصدر «خوانش» امتحانش نكند

(زهرا دري)

::

 

يك چوب در آستين دانش بكنم

در بوته نقد امتحانش بكنم

مجموعه اشعار پر از نقص ترا

آنگونه كه ميل توست، خوانش بكنم

..

مانند زمين سست رانش نكند

اينش به درك! نگاه آنش نكند

اين‌ها همه گفته شد كه يعني شاعر

هر سوژه‌اي را كه خواست، خوانش نكند

(راشد انصاري)

::

هرجا كه شد از حقوق ما كش رفتند

سوريه و لبنان و مراكش رفتند

با خوانش يك فاتحه، تُو روح همه

بعدش پي حرف‌هاي با «كش» رفتند!

(محسن اشتياقي)

::

 

اي داد كه توي تور من صيدي نيست

عمرم شده مفقود و مرا زيدي نيست

اين خوانش تازه‌اي‌است از فصل بهار

عيد آمد و امسال مرا عيدي نيست

(عبدالرضا قيصري)

::

 

صد شعر سروديم فقط درباره‌ش

باران بهاري و چمن ديدارش

از زاغ بپرسيد چه معني دارد

اين خوانش بي‌نظير در منقارش

(علي حيدري زاده)