ايرانيان قديم چوگان كه مي‌باختند، بر خلاف ساير اقوام، يا مي‌بردند يا مي‌باختند. اگر مي‌بردند، تا يك ماه ول‌كن شادي و رقاصي و هزار جور فسق و فجور نبودند. اما امان از روزي كه مي‌باختند. نه خودشان آسايش داشتند، نه برو بچ. نه لبي، نه غذايي، نه لب به غذايي، نه معاشرتي، نه مباشرتي! خلاصه، نه ظرفيت بُرد داشتند و نه طاقت شكست و با ادا و اصول‌شان، حوصله ملت را سر مي‌بردند.

عقلاي قوم، كه نسل‌شان في‌الحال بكلي منقرض شده، پيش بزرگمهر حكيم رفتند كه: چاره‌اي بينديش كه عنان امور مملكت از دست رفت! كار ما شده يا رجزخواني، يا مرثيه‌خواني. فرمود: همه را گرد آوريد. ملت چوگان‌باز را گرد آوردند.  پس آنگاه فرمود برندگان و بازندگان چوگان، هر دو تا 24 ساعت مهلت دارند شادي كنند، يا زاري سر دهند. بعد از آن، اگر جيك‌شان در آمد، همان چوب چوگان را، با گوي اضافه، در آستين مبارك‌شان خواهيم كرد! و مسئوليت عواقب آن با خودشان خواهد بود.

و اين‌گونه بود كه ملت ايران به چنان دستاوردهاي درخشاني در خصوص انرژي هسته‌اي و ماباقي  حماسه‌هاي ديگر رسيد كه شمردن آنها هم وقت‌گير است! به گزارش خبرنگار ما، در همين راستا، هيئت اعزامي به نيويورك بعد از ده روز كماكان مشغول حماسه‌سرايي و تقرير خاطرات پيروزي است.