مرواريدي در صدف
بر ديوار سرايي، اين جمله گهربار آويخته ديدم:
خواهرم! زن در حجاب همچون مرواريد در صدف است!
خادم سراي را فرمودم: اين كلام از قلم مبارك كدام انديشمند راستيني تراوش فرموده است؟ گفت: خواجه اين سراي را چندين خادم بر در است كه روز و شب ازين اباطيل ميفرمايند و مزد ميستانند.
گفتم: خواجه سراي را بشارت باد به ژرفاي اين عبارت! كه شايسته باشد در جشنواره كلمات قصار آن را برگزيده نمايند. پس ندا آمد:
اي خواجه دانشمند! مرواريد در صدف چه قيمتي دارد؟ و كس چگونه از بهاي آن آگاه شود؟
باد ميرفت به سروقت چنار، و خواجه را ديدم كه به سروقت خادمان ميرود!
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17:1 توسط ابن محمود
|